| Crocodile Parandeh |
|
Wednesday, November 17, 2004
● هایکوهای ننه تمساح
............................................................................................................ مرغکان آهنی به لطف آتش بپرانید نا پرندگان را بر آسمان نیلی ................................ دیگ های حسرت می قلپیدند به آب آرزوهایم........... .................... گشته ناپیدا میوه خوشبختی!!! قاچ قاچ ات می کنم روزی □ نوشته شده در ساعت 2:27 PM توسط crocodile Monday, November 15, 2004
● فکر کن بابا بزرگ از قبر بلند شه...ببینه یه سری آدم که بیشتر شون هم دخترهای خوشگل اند! تو خیابون راه میرن... بلند بلند با خودشون حرف میزنن و کرکر می خندند!
........................................................................................بعد فکر کنه اون تیکه آهن کف دستشون هم یه جور ساعته!!!!!!! □ نوشته شده در ساعت 10:41 AM توسط crocodile Wednesday, November 03, 2004
● من که میدونستم این کریه رئیس جمهور نمیشه! باز جای شکرش باقیه که خاتمی نشد! والا 4 سال دهن همه صاف بود
........................................................................................□ نوشته شده در ساعت 3:45 PM توسط crocodile
|
|